تبليغاتX
كنگاني هاي خون گرم جنوبي
 

كنگاني هاي خون گرم جنوبي

درباره وبلاگ

ساحل دل انگیز دریا


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


پیوندها

انصار المهدى

بهترين كدهاى جاوا

بهترين نرم افزار و ترفندها براي موبايل ورايانه

عشق و احساس

نسيم جنوب


نوشته های پیشین

هفته چهارم مرداد 1388

هفته اوّل تیر 1388

هفته چهارم خرداد 1388

هفته دوم خرداد 1388

هفته اوّل خرداد 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته اوّل اردیبهشت 1388

هفته چهارم فروردین 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته دوم فروردین 1388

هفته سوم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته اوّل اسفند 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

هفته سوم آذر 1387

هفته دوم آذر 1387

هفته اوّل آذر 1387

هفته چهارم آبان 1387

هفته سوم آبان 1387

هفته دوم آبان 1387

هفته چهارم مهر 1387

هفته سوم مهر 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته دوم تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387

هفته اوّل اردیبهشت 1387

هفته دوم اسفند 1386

هفته اوّل بهمن 1386

هفته چهارم دی 1386

هفته اوّل دی 1386

هفته چهارم آذر 1386

هفته سوم آذر 1386

هفته دوم آذر 1386

هفته اوّل آذر 1386

هفته سوم آبان 1386

هفته دوم آبان 1386

هفته اوّل آبان 1386

هفته چهارم مهر 1386

هفته سوم مهر 1386

هفته دوم مهر 1386

هفته اوّل مهر 1386

هفته چهارم شهریور 1386

هفته سوم شهریور 1386

هفته دوم شهریور 1386

هفته اوّل شهریور 1386

هفته چهارم مرداد 1386

هفته سوم مرداد 1386

هفته دوم مرداد 1386

هفته اوّل مرداد 1386

هفته چهارم تیر 1386

هفته سوم تیر 1386

هفته دوم تیر 1386

هفته اوّل تیر 1386

هفته چهارم خرداد 1386

هفته چهارم اردیبهشت 1386

هفته سوم اردیبهشت 1386

هفته دوم اردیبهشت 1386

هفته اوّل اردیبهشت 1386

هفته چهارم فروردین 1386

هفته دوم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385

هفته چهارم آذر 1385

هفته چهارم مهر 1385

هفته سوم مهر 1385

هفته دوم مهر 1385

هفته اوّل مهر 1385

هفته چهارم شهریور 1385

هفته سوم شهریور 1385

هفته چهارم مرداد 1385

هفته سوم مرداد 1385


طراح قالب

H A M E D


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

دریای دلتنگ مرا پایان نیست بیرون آمدن ازغصه دل آسان نیست درمانش صبر است و مرا درمان نیست

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 ساعت 12:21 موضوع: | لینک ثابت



وطن

همين گناه تو بود ايستاده پر زدنت

هراس داشت زمين از پرنده تر شدنت

 

به کوه می برمت تا مگر چو ابراهيم

بيافرينمت از روی پاره های تنت

 

ولی چه فايده وقتی به سنت ديرين

غريب کش شده ای لای پرچم وطنت

 

به خاک می سپرم تا در آخرين لحظات

يواش دست نهد بر جراحت بدنت

 

شبانه آمده اند و لباس دوخته اند

عروس های جهان از سپيدی کفنت

 

که عطر خاطره های تو را بيفشانند

اگر به رقص در آيند مثل پيرهنت

 

به عشوه بر لبشان نام تو است پاشو ببين

که يکصدا همه نی می زنند با دهنت

 

 

نوشته شده توسط محمود در سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 11:17 موضوع: | لینک ثابت



به روز مرگ چو تابوت من روان باشد........گمان مبر که مرا درد این جهان باشد


جنازه ام چو ببینی مگو فراق ، فراق.........مرا وصال و ملاقات ،آن زمان باشد


مرا به گور سپاری مگو وداع،وداع.............که گور پرده ی جمعیت جنان باشد


فرو شدن چو بدیدی،بر آمدن بنگر........غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟


کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست؟...چرا به دانه ی انسان این گمان باشد؟

 

 

 

 

 

 

     نظر بدید

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 7:43 موضوع: | لینک ثابت



میلاد حضرت زهرا مبارکباد

 

 

 

 

 

روز مادر مبارک

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 7:39 موضوع: | لینک ثابت



دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

 

نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ساعت 0:26 موضوع: | لینک ثابت



سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.
نگه جز پيش پا را ديد نتواند،
که ره تاريک و لغزان است.
وگر دست محبت سوی کس يازی،
به اکراه آورد دست از بغل بيرون؛
که سرما سخت سوزان است.
         

 

 اخوان ثالث

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 ساعت 12:20 موضوع: | لینک ثابت



تو یه خلوت پر از همهمه
که صدایی به صدات نمی رسه

اگه می تونی منو دعا بکن

من که دستم به خدا نمی رسه
هی دلم لک زده واسه ی یه هم زبون

شیشه ی دل همه سنگ شده

نمی دونم دلیل گریه هام چیه

آی خدا دلم واست تنگ شده

 

 

نوشته شده توسط محمود در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 21:5 موضوع: | لینک ثابت



شاید این جمعه بیاید...........شاید

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 10:0 موضوع: | لینک ثابت



تو رفتي شاخه عشقم شكسته

به چشمم شبنم حسرت نشسته

نگاهي هم نكردي وقت رفتن

نگاهي كه سراسر اشك بسته

 

 

نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 8:59 موضوع: | لینک ثابت



دست حاجت پیش نا کس وا مکن

                                            پیش یارن خویش مرا رسوا نکن

راز خود را پیش هر جاهل مگو

                                           جز به اهل دل حدیث دل مگو

خون دی را جای شربت نوش کن

                                           به سوز دل با اشک و خون خاموش کن

چند روز است این حیات ناگوار

                                          صبر کن بر حادثات روزگار

کسی رازی نشد از این دنیای کج

                                          صبر کن الصبر مفتاح الفرج

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 19:55 موضوع: | لینک ثابت



پاک مثل کف دست

         من چه میدانستم ساده بودن سخت است

       به تو دل خوش کردم

         به تو عاشق بودم

          شدم آیینه تو

              صاف و صادق بودم

                  تو به من می گفتی ساده بودن زیباست

                 عشق مثل خود تو

                      ساده مثل خودماست

                      عشق ساده نبود...

                            عاشقی ساده نبود...

                        همسفر اهل سفر راهی جاده نبود

                       اتفاقی کوتاه عشق هم آمد و رفت

قصه من این بود این سراغازم شد بعد از آن قصه عشق هم هم آوازم شد

 

 

نوشته شده توسط محمود در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 21:33 موضوع: | لینک ثابت



 دفتر مشقم

به انتها رسیده بود

امد و خطی کشید بر مشق شبهایم

 با پاک کنی

 پاک کرد تمام غلطهای مشق شبهایم

دفتری زیبا و نو

هدیه داد

تا این بار زیبا تر بنویسم
 

 

 

نوشته شده توسط محمود در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 15:17 موضوع: | لینک ثابت



 

 

نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 19:6 موضوع: | لینک ثابت



جات خالیه.........
هیچوقت
از
یادم
نمیری
اماااااااااااا
خودت
حکم
حبس
ابد
دادی
به قلبم
یاادته
اون شب؟؟؟؟؟؟؟؟
بودی بیمااارستان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت
خیلی اون شب سخت گذشت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت ناراحت

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 8:10 موضوع: | لینک ثابت



عشق مسنجری

دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم بيا من آمدم پاي مسنجر شدم مسحور آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم بياامشب كمي آنلاين باشيم وياتاصبح تا سان شاين باشيم بيا فرهاد بي تو باز غش كرد وحتي هارد ديسكم هم كرش(قتل)كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيادردل تورا كم دارم امشب حدود 100گيگا غم دارم امشب

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 8:6 موضوع: | لینک ثابت



***

* براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

***

 

 

نوشته شده توسط محمود در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 13:50 موضوع: | لینک ثابت



سلام

 

 

 

 

چند روزی همراه با کاروان راهیان نور رفته بودیم مناطق جنگی

خیلی خوش گذشت

جای شما خالی...

 

 

نوشته شده توسط محمود در یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 11:45 موضوع: | لینک ثابت



قلب های عاشقی که از دور به هم سلام میکنند.......

خدایا.............چه شد عشق......

                                         عشق اهورایی......

                  عشق اساطیری......

چه شد لبخند دو عاشق....چه شد شب زنده داری تا سحر....

چه شد که عشق شکست در نقاب احساسات پوشالی...

چه شد لبخند در نگاهی مجازی...و بوسه...................!!!!!!!!!!!!!!!!

بوسیدن از نوع یخی..........

خدا وندا نمی دانم چه گویم............از فراغش در گدازم.......

از نبودش در عذابم.........

خداوندا تو را سوگند می گویم که بی او در سرابم.......

خداوندا تو را قسم می دهم به پروردگاری خود پاکت.......

  مجو آزارش........

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه شانزدهم اسفند 1387 ساعت 8:41 موضوع: | لینک ثابت



حکایت ماها در اون دنیا!!

میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن .
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

 

 

نوشته شده توسط محمود در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 18:7 موضوع: | لینک ثابت



نرگس

 

مهتاب با انگشتان سیم گون خود گونه ی نرگس را نوازش همی کرد و قطره شبنمی که بر چشم او میدرخشید بر دست بگرفت و بر آن دمید و فانوس چشمان او را نقره فام کرد. نرگس ناله بر آورد و گفت: موسی را شجره طور هم صحبتی بود ولی مرا که این جمعه نیز بگذشت و همدمی نیامد. 

 

 

نوشته شده توسط محمود در یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت 19:28 موضوع: | لینک ثابت



برای اونیکه دل شکسته .....

تورابه دادگاه خواهندکشید ...
شاید به حبس ابد محکوم شوی .
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند

 

 

نوشته شده توسط محمود در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 11:3 موضوع: | لینک ثابت



 خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
 
 فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
 
 دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
 
 عید بر شما مبارک

 

 

نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 12:22 موضوع: | لینک ثابت



باز با دردم مداوا می کنم...

 با دل دیوانه ام تا میکنم...

 می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..

 با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم

 شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...

باز هم امروز و فردا می کنم ...

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه پانزدهم آذر 1387 ساعت 16:48 موضوع: | لینک ثابت



عشق جوششی یکجانبه است. به معشوق نمی­اندیشد که کیست؟ یک "خود

 جوشی ذاتی است" از این رو همیشه اشتباه می­کند و در انتخاب بسختی می­لغزد

 و یا همواره یک جانبه می­ماند و گاه، میان دو بیگانه نا همانند، عشقی جرقه می­زند،

 که در تاریکی است و یکدیگر را نمی­بینند، اما دوست داشتن در روشنائی ریشه می

بندد و در زیر نور سبز می­شود و رشد می­کند و از این روست که همواره پس از

 آشنایی پدید می­آید، و در حقیقت، در آغاز، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه

 یکدیگر می­خوانند.

 

دكتر شريعتي

 

 

نوشته شده توسط محمود در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 12:36 موضوع: | لینک ثابت



طبيعت ظالم

 

می گفت "طبیعت قانون بدی داره، اینکه همیشه بیشترین ضربه ها رو از عزیزترینهات می خوری و بدترین زخمهارو نزدکترینات رو قلبت می ذارن... بی انصافیه..."
می گفت" چرا آدما اینقدر راحت یه حرفی رو می زنن و بعد ازونم راحت تر می گن شوخی بود، کل کل بود، جدی نگیر، جنبه داشته باش...."
می گفت "چطور دلش اومد... بعد از این همه وقت باهم بودن و برای هم موندن..."
می گفت " چرا وسط یه بحث ساده باید به این راحتی بگه دلیل موندم باهاش بی شوهریه؟؟؟"
می گفت" هرچی ازش می گذره انگار داغ دلم تازه تر می شه... حس می کنم این حرف واقعن از ته دلش اومده..."
می گفت "هرچقدر که برام دلیل و مدرک میاره و می گه جواب های هویه، تو گفتی منم یه چیزی گفتم که بسوزونمت، ولی بازم نمی تونم باور کنم..."
می گفت " دلم به درد اومده... مدام تو گوشم حرفش تکرار می شه..."

نتونستم براش هیچ کاری کنم... فقط دلم براش سوخت...

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 7:48 موضوع: | لینک ثابت



« پیدای گمشده »


 گو به مشام می رسد بوی طلوع روی تو
وقت نظاره می رسد بار دگر به سوی تو
به حسرتم که یک نظر به سوی بی وفا کنی
ولی چه از وفا سخن که هر وفا ز کوی تو
شراب و مِی چشیده ام ولی اثر نمی کند
خمار و مست و سرخوشم ز بوی عطر موی تو
در این سرای پر ستم محبتی ندیده ام
برای درک این لغت رجوع کنم به سوی تو
به جوی خشک خود همی چه بی تکان فِتاده ام
در آرزوی لحظه ام روان شوم به جوی تو
نشسته ام به انتظار و چشم من به هر افق
که شاید از کرانه ها رسد پیام کوی تو

 

 

نوشته شده توسط محمود در دوشنبه چهارم آذر 1387 ساعت 16:44 موضوع: | لینک ثابت



این شعر بی وزنو به سبک بالها تقدیم میکنم)
به زنجير نميکشم کلالمم را
تا خوش آيند اين و آن باشم
همچو طوطی در قفس هر آن
خوش بیان و بی زبان باشم
کافرم گر مدح بت گویم
همره بی راه ها باشم
هر خدایی را که خوش دیدم
ناخدای بهره ها باشم
در سکوت خاموش می مانم
تا چراغ راه خود باشم
تا نیفتد نور گهم راهان
همچو ماه
خورشید شب باشم
در ترحم ها نمی خوابم
تاکه بیدار در سراب باشم
تو اگر پندخوشم دادی
من به پندار روز و شب باشم
ای بهار خرم گلها
من خزان خار و خس باشم
چون به یک رنگی چشمهایش
هر چه هستم من همان باشم

 

 

نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 7:33 موضوع: | لینک ثابت



مثبت اندیشی خیلی زیباست

روزی زنی از خواب بیدار می شود در آینه نگاه می كند و متوجه می شود
كه فقط سه تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: فكر می كنم بهتر باشد امروز موهایم را ببافم؟
همین كار را می كند و روز را به خوشی می گذراند.
روز بعد از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و
می بیند كه فقط دو تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز فرقم را از وسط باز می كنم.
او همین كار را می كند و روز را بخوشی می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و می بینید كه
فقط یك تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز موهایم را از پشت جمع می كنم. او همین كار را
می كند و روز شادی را می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند می بیند كه حتی
یك تار مو هم روی سرش باقی نمانده.
بخود می گوید: امروز مجبور نیستم كه موهایم را درست كنم

 

 

نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ساعت 7:2 موضوع: | لینک ثابت



از سر باران

تا ته پاییز

تجربه های کبوترانه روان بود

 

 

نوشته شده توسط محمود در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 18:27 موضوع: | لینک ثابت



باز با دردم مداوا می کنم...

 با دل دیوانه ام تا میکنم...

 می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..

 با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم

 شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...

باز هم امروز و فردا می کنم ...

 

 

نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 6:32 موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I

.

+

=

Created By javacity.blogfa.com