|
كنگاني هاي خون گرم جنوبي |
|||
|
درباره وبلاگ |
ساحل دل انگیز دریا |
||
|
فهرست اصلی پیوندها
بهترين نرم افزار و ترفندها براي موبايل ورايانه نوشته های پیشین طراح قالب |
|
انتظار زمانی کودکی بودم که می گفتند می آیی طلوع صبح آدینه ندایی خوش همی خوانی تو را شاهی بلند بالا امیری مهربان خواندند که از فردای دیروزم به سوی ما همی آیی گذشت ایام طفلی و نمایان شد جوانی ام غروب جمعه ها گم شد در آن حسرت که می آیی حکیمان قصه ها گفتند ز روز پر هیاهویی که تو در شادی و گریه به سوی ما همی آیی زمان طی شد سال و ماه ، همی قرنی شد و یارا چرا از سوی محبوبت به سوی ما نمی آیی بگفتند لحظه ی موعود جهان غرق عطش باشد عطش از مهر و عشقی که دگر جایی نمی یابی بیا بنگر که امروز است نشانی از ظهور تو میان مسجد الاقصی در آن طیف اهورایی فلسطین تشنه ی دستی است پر از باران سبحانی بگو ای رحمت واسع چرا دستی نمی آری بیا و غصه ها را تو به گور قصه ها بسپار چرا با دست پر مهرت گل شادی نمی کاری یتیم و کودک و بیوه همه مردو زن و پیران گله دارند زدست حق چرا وصلش نمی آری زمانه پر شد از بیداد جهان دق کرد از این فریاد جنایت بغض سنگینی است چرا پس تو نمی آیی بیا بنگر جوانان را امیران سپاهت را که در قرن گناه و غم به یاریشان نمی آیی بیا و راه جنت را نشانی ده به این پاکان که قلب پر تپش هاشان به عشق خود بگریانی بقیع و کربلا ، مکه همه هر جمعه می آیند به این امید ای جانا به خونخواهیشان آیی بیا جانا بیا دیگر امیدی نیست بر بودن امید ما توی دلبر سرود عشق کی خوانی دوباره جمعه ها را ما به یاریت به پا خیزیم بخوانیم ندبه دل را به امیدی که می آیی دعای خوب تعجیلت شده ورد زبان ما بگو محبوب قلب ما که این جمعه تو می آیی تمام اطلسی ها را ما به دامانت بیاویزیم هزاران عشق قربانی ، در آن راهی که می آیی امیدم هست این جمعه بود روز وصال ما بود پایان آن دردی که تو خوبتر دانی اگر آیی دگر جمعه پر از غصه نمی باشد بود آغاز فصلی نو که تحویلش تو می باشی از شاعری ناشناس
نوشته شده توسط محمود در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 12:9 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||