|
كنگاني هاي خون گرم جنوبي |
|||
|
درباره وبلاگ |
ساحل دل انگیز دریا |
||
|
فهرست اصلی پیوندها
بهترين نرم افزار و ترفندها براي موبايل ورايانه نوشته های پیشین طراح قالب |
|
از خواب بیدار شدم... رنگم پریده بود و انگار تمام قفسه ی سینه ام رو برداشته بودن. کمک می خواستم. به خدا کمک می خواستم. نه هیولا بود و نه مرد یک سر و دو گوشی که مامان همیشه به من می گفت.این اولین باری نیست که خواب تو رو دیدم عزیز دل. تا حالا خوابشو دیدی؟ با تو ام که داری می خونی! تا حالا خواب عزیزت رو دیدی؟ دیدی وقتی بیدار می شی چه حسیه ؟ دیدی نمی شه وصفش کرد ؟ چرا نمی شه این لحظه ها رو وصف کرد؟ چرا؟؟؟ انگار خالی می شه سینه. زنده می شه کینه. عشقی که آدما می گن ... همینه؟؟؟؟؟ اما بازم همش می شه انگار. پس این احساس لعنتی کی می خواد وصف شه؟ خدایا!!!خدایا!!!خدایا!!! چرا من بیدار می شم؟؟؟
نوشته شده توسط محمود در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 5:17 موضوع: | لینک ثابت
کدامین پیک را دادی پیامی کدامین شب فرستادی سلامی کدامین جامه بریادم دریدی کدامین خواری از بهرم کشیدی کدامین ساعت ازمن یاد کردی کدامین روزم از خود شاد کردی عتاب گرچه زهر ناب دارد گذر بر چشمه ی نوشاب دارد
نوشته شده توسط محمود در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 4:41 موضوع: | لینک ثابت
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت پرم از راه از پل از رود از موج پرم از سایه ی برگی در آب: چه درونم تنهاست.
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 7:23 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||