به نام ایزد دانا
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
زان بیشتر که عالم فانی شود خراب
کاســه ســر مـــراپـر شـــراب کـن
پر شراب کن
|
كنگاني هاي خون گرم جنوبي |
|||
|
درباره وبلاگ |
ساحل دل انگیز دریا |
||
|
فهرست اصلی پیوندها
بهترين نرم افزار و ترفندها براي موبايل ورايانه نوشته های پیشین طراح قالب |
|
باوركنید... بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باوركنید كه پاسخ آیینه سنگ نیست سوگند می خورم به مرام پرندگان در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست وقتی بیا كه حوصله غنچه تنگ نیست رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست از بردگی مقام بلالی گرفته اند در مكتبی كه عزت انسان به رنگ نیست دارد بهار می گذرد با شتاب عمر فكری كنید كه فرصت پلكی درنگ نیست وقتی عاشقانه بنوشی پیاله را فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
نوشته شده توسط محمود در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 8:52 موضوع: | لینک ثابت
نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 5:16 موضوع: | لینک ثابت
خدايا من مغرور تصميم به راه رفتن گرفته بودم تصور مي كردم كه بينا و توانا هستم اما با اولين گام زمين خوردم دست مهرباني تو مرا گرفت و از زمين بلندم كرد در آن لحظه دريافتم كه تنها بينا تو هستي
نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 4:52 موضوع: | لینک ثابت
نوشته شده توسط محمود در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 16:55 موضوع: | لینک ثابت
چه عاشقانه ات دوست می دارم وقتی از تمام لحظه های زندگی دیدگانمان در هم تلاقی می شود و به اوج ابدیت پرواز می کنیم وقتی در میان آب های مواج دریا کشتی تو به ساحل قلب من می رسه و من قصرهای شنی ام را برایت می آرایم وقتی که هنگامه های خوشبختی ترانه عشق تو را می سرایند و من دل می سپارم به این سمفونی های دل انگیز عاشقانه.... چه عاشقانه ات دوست می دارم وقتی در میان شب های تنهاییم شبنم سحرگاهیم می شی و از لب تشنه غنچه های مهربانی خودت را به روی گونه هایم می لغزانی وقتی در میان روزگار بی کسیم سرنوشت شیرین زندگیم می شی وقتی در میان کوچه های ممتدم برگ خشکیده ای می شی که به ناگاه بروی گیسوانم می افتد چه عاشقانه ات دوست می دارم وقتی در جاده های بی پایان گذرم عابر لحظه های پرشتاب می شی وقتی در آبشار غم های دل تنگم کوه بزرگ شکیبایی می شی وقتی در بغض سکوت تنهاییم فریادی بی صدا می شی چه عاشقانه ات دوست می دارم وقتی در میان برگ های کتاب خاطراتم آرزوی داشتن یه پر طاووس می شی وقتی در میان شب های دل واپسی ام ماه شباهنگم می شی وقتی در کویر خشک قلبم سراب تشنگی هام می شی چه عاشقانه ات دوست می دارم وقتی در بلور شکسته نگاهم گریه آخرم می شی وقتی در اوج پرواز رویاهام آسمان رهایی ام می شی وقتی در میان شعرهای خسته بی کسی ام مرهم ترانه هام می شی
نوشته شده توسط محمود در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 7:11 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||